تبليغاتX
ماورا
ماورا

 

راز دوست داشتن هر چیزی درک این مطلب است،

شاید روزی از دست برود...

 

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 11:53 توسط رویا| |

 

 

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم...

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی...

در اگر باز نگردد،نروم باز به جایی...

پشت دیوار نشینم،چو گدا بر سر راهی...

کس به غیر تو نخواهم،چه بخواهی چه نخواهی...

باز کن در،که جز این خانه مرا نیست پناهی...

 

 

نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 9:26 توسط رویا| |

 

وقتیکه دیگر او را نداشتم احساس کردم او را داشته ام

وقتیکه دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،

من او را دوست داشتم.... 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 11:31 توسط رویا| |

 

- بيهوده متاز که مقصد خاک است...

- هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن....

- نماز وقت خداست انرا به ديگران ندهيم.........

- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن.........

- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود...

- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود....

- هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم.....

- خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست......

- تنها موقعی حرف بزن كه ارزش سخنت بیش از سكوت كردن باشد....

- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد..........

- مرد بزرگ، كسي است كه در سينۀ‌خود ، قلبي كودكانه داشته باشد........

- سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی...........

- يادها رفتند و ما هم ميرويم از يادها. کي بماند برگ کاهي در ميان بادها...........

- هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد............

- نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد.............

- کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني...........

- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد...........

- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.........

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 14:10 توسط رویا| |

Cheshmhayetan ra baz konid khub begardid shayad jayi dar rabeteye asheghaneye shoma ham neveshte bashad: . . . . . . . . . MADE IN CHINA

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 13:7 توسط رویا| |

 

*** به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است....

 

rOmantic

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 9:40 توسط رویا| |

نردبان دلم شکسته، میشه برای من کمی دعا کنی؟

.

یا اگه خدا اجازه داد کمی به جای من خدا خدا کنی؟

.

راستش دلم مثه یه نماز بین راه ، خسته و شکسته است!!!!

.

میشه برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا ( خدا ) کنی؟

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 13:34 توسط رویا| |


من از خدا خواستم ...
 

 

  من از خدا خواستم که پليدي هاي مرا بزدايد

  خدا گفت : نه

آنها براي اين در تو نيستند که من آنها را بزدايم .بلکه آنها براي اين در تو هستند که تو در برابرشان پايداري کني

 

 

من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد

خدا گفت : نه

 

روح تو کامل است . بدن تو موقتي است   

 

 

من از خدا خواستم به من شکيبائي دهد

  خدا گفت : نه

 شکيبائي بر اثر سختي ها به دست مي آيد. شکيبائي دادني نيست بلکه به دست آوردني است

 

 

من از خدا خواستم تا به من خوشبختي دهد

  خدا گفت : نه

من به تو برکت مي دهم
خوشبختي به خودت بستگي دارد

 

 

من از خدا خواستم تا از درد ها
آزادم سازد

  خدا گفت : نه

 

درد و رنج تو را از اين جهان دور کرده و به من نزديک تر مي سازد

 

 

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد

  خدا گفت : نه

 

 

 

تو خودت بايد رشد کني ولي من تو را مي پيرايم تا ميوه دهي

 

 

من از خدا خواستم به من چيزهائي دهد تا از زندگي خوشم بيايد

  خدا گفت : نه

 

  من به تو زندگي مي بخشم تا تو از همۀ آن چيزها لذت ببري

 

 

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا ديگران را همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم

    خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتي

    امروز روز تو خواهد بود
آن را هدر نده

 

باشد که خداوند تو را برکت دهد...

براي دنيا ممکن است تو فقط يک نفر باشي ولي براي يک نفر، تو ممکن است به اندازۀ دنيا ارزش داشته باشي

داوري نکن تا داوري نشوي . آنچه را رخ مي دهد درک کن و بدان که برکت خواهي يافت

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 21:52 توسط رویا| |

 
همه چيز را بخاطر تو دوست دارم من ،غم را در سكوت ،سكوت را در شب،شب را در بستر ،بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم من عشق را در اميد ،اميد را در تو ،تو را در دل، دل را در موقع تپيدن به خاطر تو دوست دارم اي دوست من خزان را به خاطر رنگش، و بهار را به خاطر شكوفه هايش و خدايي كه دل را براي تپش ،تپش را در پاسخ ،پاسخ را در چشمان قشنگ تو براي عصيان زندگي آفريد دوستدارم....

 

چگونه بفرستم تپش های قلبم را تا باور کنی تو را هرگز از یاد نمی برم !؟

نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 19:21 توسط رویا| |

 

همه ذرات هستي ، محو در روياي بي رنگ فراموشي ست .

                 نه فريادي ، نه آهنگي ، نه آوايي ،

                               نه ديروزي ، نه امروزي ، نه فردايي ،

                                                     زمان در خواب بي فرجام ،

خوش آن خوابي كه بيداري نمي بيند !

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 9:53 توسط رویا| |

جز تو کی می تونه عزیزه من باشه؟؟؟؟.....

کی می تونه تو قلب من جا شه؟؟؟؟؟......

i lOve yOu

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 11:52 توسط رویا| |

 

آبروی مرا به توانگری نگه دارُو ارزش مرا به تنگدستی از بین مبر که ناچار شوم از روزی خواران تو روزی خواهم و از آفریدگان بدکارت مهربانی جویم و به ستایش آن کس که به من ببخشاید گرفتار آیم و به بدگویی آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم.........

نهج البلاغه ُخطبه ۲۱۶

نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 19:58 توسط رویا| |

 

وقتی کبوترا با کلاغ ها معاشرت می کنند .پرهایشان سفید می ماند ولی قلب هایشان سیاه می شود ُدوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

(دکتر علی شریعتی)

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 21:36 توسط رویا| |

 

وقتی تو آمدی

وقتی تو آمدی پاییز دلم بهار شد ، کویر دلم گلستان شد.

وقتی تو آمدی قلب شکسته ام پر از عشق شد ،

زندگی ام پر از طراوت و تازگی شد تو مانند بارانی بر روی من باریدی

و تن خسته و غم زده مرا پر از طراوت عشق کردی

تو مانند گلی در باغچه قلبم روییدی و قلب سوخته مرا گلستان عاشقی کردی

تو مانند مهتابی بر آسمان دلم تابیدی و دل تاریک مرا پر از نور عشق خودت کردی

تو با گرمای وجودت زمستان سرد دلم را گرم گرم کردی

وقتی تو آمدی احساس میکردم دنیا مال من است چون تو دنیای منی

وقتی تو آمدی خوشبختی را با تمام وجود حس میکردم چون

تو همان امید زندگی منیتو که آمدی مرغ عشقی که در باغ

دلم نشسته بود آواز عاشقانه اش را شروع به

خواندن کرد … تو که آمدی گذشته های تلخم

همه از صحنه قلبم سوخت و از بین رفت.

تو که آمدی تمام خاطرات گذشته از دفتر دلم سوزاندم ،

و همه را از صندقچه قلبم بیرون ریختم و از یادم بردم!

تو که آمدی عاشقی برایم پر معنا تر از گذشته شد ،

کلام دوست داشتن مقدس تر از همیشه شد ، و

داستان لیلی و مجنون برایم واقعی تر از قبل شد!

تو که آمدی تنهایی به عزا نشست ، غم سفر کرد و

قلبم به استقبال عشق رفتوقتی تو آمدی ساحل دریای دلم پر از مروارید

و صدف شد ، و دیگر در کنار ساحل تنها نبودم تو نیز با من بودی

تو که آمدی شبهای شهر ستاره باران شد ، دروازه شهر گلباران شد !

تو مانند یک نوای عاشقانه در قلبم نشستی و

قلب مرا با آن نوای آرامت پر از محبت کردی

تو مانند پرنده ای در دلم نشستی و با پروازت در آسمان دلم ،

به من غرور پرواز به دشت عشق بخشیدی

تو مانند یک خاطره شیرین در دفتر عشقم می مانی و خواهی ماند !

دفتر عشق را همراه با کلام مقدس تو و با تمام خاطرات

شیرینی که با هم داشتیم در صندقچه قلبم میگذارم

و کلیدش را به دست حق میسپارم

rOmantic

 

نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 17:18 توسط رویا| |

rOmantic 
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 18:29 توسط رویا| |

هدیه

سه روش برای استفاده از زمان حال

"در زمان حال باش"

هرموقع میخواهی شاد و موفق باشی

به آنچه اکنون درست است تمرکز کن

باتوجه به هدف خود،به آنچه اکنون مهم است واکنش نشان بده.

"از گذشته خود درس بگیر"

هرگاه می خواهی زمان حال خود را بهتر از گذشته بسازی،

به آنچه در گذشته اتفاق افتاده نظر بیفکن.

چیزی ارزشمند از آن یاد بگیر.

در زمان حال کارهای خود را به گونه ای متفاوت انجام بده.

"برای آینده برنامه ریزی کن"

وقتی که میخواهی آینده خود را بهتر از اکنون بسازی

ببین آینده خوب و شگفت انگیز چگونه خواهد بود.

برنامه ریزی کن تا به وقوع آن کمک کنی.

برنامه خود را در زمان حال عملی کن.

مطالب فوق خلاصه ای درباره داستان هدیه است

در واقع چکیده ای از هدف اصلی بیان این داستان می باشد.

در صفحات بعدی با کمی توضیح بیشتر به فهم این مطالب می توان کمک کرد.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:24 توسط رویا| |

هدیه

نه گذشته است

نه آینده

هدیه

همین لحظه حال است.

هدیه یعنی

همین لحظه!

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:22 توسط رویا|

حتی در بدترین شرایط وقتی که به آن چه در لحظه حال درست است تمرکز کنی

احساس شادی بیشتری خواهی کرد،و بدین ترتیب

انرژی و اعتماد به نفس لازم را برای کنار آمدن با آنچه درست نیست بدست خواهی آورد.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:21 توسط رویا|

غوطه ور شدن در زمان حال یعنی دور کردن

پریشان فکری ا زخود و توجه کردن به آنچه اکنون مهم است.

وقتی که توجه خود را به روی چیزی متمرکز می کنی

زمان حال خود را می سازی.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:20 توسط رویا|

به هر چیزی که در لحظه حال رخ می دهد تمرکز کن.

هر چیزی را که در زمان حال صحیح و درست است.

مورد تائید و تحسین قرار بده و کار خود رابراساس

آن ادامه بده. توجه خود را به روی موضوعی که در لحظه حال مهم است متمرکز کن.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:19 توسط رویا|

اگر از گذشته درس نگرفته باشی

به سختی میتوانی خود را از چنگال آن رها کنی.

به محض آن که از گذشته خود درس بگیری

و خود را از آن رها کنی

زمان حال تو بهبود خواهد یافت.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:18 توسط رویا|

هرلحظه که در زمان حال احساس ناراحتی یا شکست میکنی

زمان آن فرارسیده است که از گذشته خود درس بگیری یا برای

آینده خود طرحی بریزی.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:18 توسط رویا|

دراین صورت این سه سوال پرسیده می شود و صادقانه باید به آنها جواب داد.

درزمان گذشته چه اتفاقی افتاد؟

از آن چه چیز یاد گرفتم؟

اکنون چه کار متفاوتی می توانم به جای آن انجام دهم؟

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:17 توسط رویا|

به گذشته بنگر و ببین چه اتفاقی برایت افتاد

از آن درس عبرت بگیر و نکته ای بیاموز

از آنچه آموخته ای برای بهبود زمان حال خود بهره بگیر.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:16 توسط رویا|

تو نمی توانی گذشته را تغییر بدهی

اما میتوانی از آن درس بگیری

وقتی که همان شرایط گذشته در زمان حال به وجود می آید،

تو میتوانی متفاوت عمل کنی و از زمان حال خود لذت ببری و به توفیق بیشتری دست یابی!

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:15 توسط رویا|

هیچ کس نمی تواند آینده خود را پیش گویی کند یا بر آن کنترل داشته باشد.

اما هرچه بیشتر برای آن چیزی که میخواهی در آینده رخ دهد برنامه ریزی کنی،

آنگاه در زمان حال کمتر دچار تشویش و نگرانی می شوی،

و آینده برایت بیشتر قابل پیش بینی می شود.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:13 توسط رویا|

برای این که بتوانی به بهترین روش برنامه ریزی کنی بهتر است به سه چیز بیندیشی:

آینده شگفت انگیز و خوب برای من چیست؟

برنامه ریزی من برای دستیابی به چنین آینده ای چیست؟

امروز

باید چه کار کنم تا بر آینده مورد دلخواهم دست یابم؟

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:12 توسط رویا|

اهداف و اینده مورد دلخواه خود را مشخص کن.

برای دستیابی به اهداف و آینده مورد دلخواه خود برنامه ریزی کن.

از همین امروز بر طبق برنامه ریزی خود عمل کن.

نحوه عملکرد تو به هدف ات بستگی دارد.

زمانی که دلت می خواهد خوشحال تر و موفق تر باشی

بهتر است در زمان حال غوطه ور شوی.

وقتی که می خواهی زمان حال تو بهتر از گذشته باشد

وقت آن است که از گذشته خود درس بگیری

وقتی که میخواهی آینده ات بهتر از حال باشد

زمان آن است که برای آینده خود برنامه ریزی کنی.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:11 توسط رویا|

وقتی که در کار و زندگی خود هدفمند باشی

و به آنچه که اکنون مهم است پاسخ دهی

بیشتر قادر خواهی بود رهبری کنی

اداره کنی ،حمایت کنی ،دوست شوی و عشق بورزی.

موفقیت یعنی تبدیل به کسی شوی که شایسته زیستن است و

پیش رفتن به سوی هدف های ارزشمند

هر یک از ما انسان ها موفقیت رابرای خودمان به گونه ای خاص تعریف می کنیم.

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 20:10 توسط رویا| |

COME...Live...In...My...Heart...And...Pay...NO...rent  My LOVE

rOmantic

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:50 توسط رویا|


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً